وبلاگ تخصصی تاریخ

بررسي تاريخ ايران و جهان

مهمترین اقدامات شاه عباس در خصوص حل مشکلات حکومتی « سیاسی – اقتصادی –مذهبی»

مهمترین مساله ی شاه عیاس روشن کردن این موضوع برای سران قزلباش بود که گرچه آنها او را شاه کرده بودند وی در نظر نداشت آلت دست آنها شود . شیوه ی به تخت نشستن او از طریق کودتایی که محمد خدا بنده را سرنگون کرده  بود آشکار می کرد که اگر موافق میل قزلباشها حکومت نمی کردند شاید برای سرنگونی او نیز توطئه مشابهی ترتیب  می دادند. اما عباس به رغم تمایلش به تنبیه قزلباشها به دلیل عدم وفاداری به دولت می بایست این واقعیت را در نظر می داشت که آنها ستون فقرات نیروهای جنگی را تشکیل می دادند و تصفیه شدید صفویان با هدف او برای افزایش قدرت سپاه منافات داشت پس یکی از کارهای شاه عباس تنبیه در نظر گرفته شده برای عدم وفاداری و دسته بندی قزلباش ها پس گرفتن موقعیت ممتاز آنها در کشور بود. یکی از پایه های قدرت پادشاهان صفوی اطاعت و سر سپردگی بی چون و چرای مریدان قزلباش آنان بود که این قدرت بعد از جنگ چالدران تا حدودی از میان رفت بنابراین شاه عباس تصمیم گرفت نیروی سومی به وجود آورد که شاه طهماسب در کشور به وجود آورده بود یعنی چرکس ها گرجیان و ارامنه که غلامان شاه خوانده می شدند شاه عباس بلافاصله به فراهم آوردن هنگ های متعددی از غلامان پرداخت که هسته ی یک ارتش دائمی را تشکیل می دادند.عباس با ایجاد هنگ های جدید غلامان ارتشی به وجود آوردکه همیشه در دسترس بود و مهمتر از همه به هیچکس جز شاه وفاداری نداشت . وجود این ارتش جدید دائمی عباس را قادر کرد که به محض کوچکترین نشانه های تمرد از سوی قزلباش ها با بی رحمی وارد عمل شود.

هنگ های جدید غلامان که عباس ایجاد کرد مرکب بود از سواره نظام مسلح به تفنگ و سلاحهای معمولی علاوه بر این عباس لشکری از تفنگداران ایجاد کرد که به طور عمده از ایرانیان تشکیل می شد و همچنین یک لشکر توپخانه ایجاد کرد بدین ترتیب شاه یک ارتش دائمی تشکیل داد.

پس از ایجاد یک ارتش دائمی عباس با مشکل پرداخت مواجب افراد این ارتش روبه رو شد راه حلی که شاه برای این مشکل پیش گرفت تبدیل املاک ممالک به خاصه بود . املاک خاصه به وسیله یک ناظر شاه اداره می شد و این مقامات اغلب از میان غلامان انتخاب می شدند . بدین سان این سیاست در عین حال که تعداد حکام قدرتمند قزلباش در ولایات که هر یک در حوزه ی حکومتشان سلطانی محسوب می شدند کاهش داد بر اعتبار غلامان نیز افزود .جذابیت این سیاست برای شاه عباس دارای دو هدف دراز مدت شد و البته در هدف کوتاه مدت مشکلاتش را حل کرد. اما در دراز مدّت ایراد های جدی بر آن وارد بود نخست آنکه در رویه ی سابق مبنی بر وجود حکام قزلباش در ولایات منافع شخصی حکام مناافی ارعاب و تعدی بود اگر آنان می کوشیدند تا مبالغ نا حقی را به عنوان مالیات و دیگر عوارض به طرق مختلف وصول کند اقتصاد ولایت صدمه می دید و در نتیجه بازده کاهش می یافت از سوی دیگر در ولایات خاصه ناظر شاه تنها یک دلبستگی داشت و آن اینکه با تحویل مبلغی هر چه بیشتر از مالیات ارزیابی شده شغل خود را حفظ کند از آنجایی که او هیچ منافعی در ولایات مورد نظر نداشت اهمیتی نمی داد که فشار مالیاتی موجب تنزل سطح زندگی آن ولایت شود  ثانیا این سیاست در دراز مدت موجب تضعیف کشور از نقطه نظر نظامی شد. به ویژه در زمان جانشینان عباس

در واقع قزلباشها از غلامان متنفر بودند و آنان را قره اوغلو یعنی پسران بندگان سیاه می نامیدند . بنابراین در دراز مدت سیاست تبدیل ولایات ممالک به املاک خاصه باعث زیان دیدن سلامت اقتصادی مملکت و ضعف نظامی آن شد.

 

عباس پس از تامین امنیت در مملکت توجه خود را به استقرار تشکیلاتمنسجم اداری معطوف ساخت . در تحویل راههای ارتباطی و حمل و نقل که شاه عباس با توان تمام پیگیری می کردمخصوصا ایجاد شبکه ای از کاروانسرا ها بایسته توجهی خاص است این کارها و اقداما ت دیگر موجب رشد تجارت و صناعت شد تا آنجا که توده های عظیمی از مردم دریافتند که سطح زندگی آنها بسیار ترمیم یافته است و این وضعیت به گونه ای بوده که تا آن روزگار سابقه نداشته است.

اصفهان پایتخت جدید جای قزوین را گرفته بود در این زمان نماد و سمبول احیا و رونق دوباره شد شاه عباس برای توسعه ی آن از وجود معماران –هنرمندان و پیشه وران بهره گرفت . اینها با اینکه رویکردها ی خود را در معماری طراحی شهری و شیوه تزیینی از سنن کهن گرفته بودند ولی سبک و شیوه ای خاص را که به سبک صفوی شهره شد چنان با پختگی و پروردگی بکار بستند که هنوز هم می تواند بیننده را شیفته و محسور کند.

در امر آزاد یخواهی شاه عباس در مسائل مذهب نمی توان شک و شبهه ای روا داشت شاه عباس همواره سعی می کرد که مرشد اعظمی طریقت صفوی اردبیل را برای خود نگهدارد این امر را در دیدارش از اردبیل می توان دید علیرغم مسامحه زیاد شاه عباس در مورد ادیان دیگر در مواجهه با رعایای سنی اش چندان مساهله ای از خود نشان نی داد . با اینکه شاه عباس در رفتار با سفرای کشورهای سنی همسایه پا را افراتر از رفتارهای معقول شیعی نمی گذاشت ولی اتباع و یا اسرای سنی  مخصوصا فقها و علمای آنها انتظار هیچ گونه مراعات و ترحمی از وی نداشتند تا چه رسد به هواداران نهضتهای بدعتگذار چون اهل نقطه که مدعی آیینی با ویژگیهای تناسخیه بودند.

 

2-تشکیلات حکومتی عباس اول را با آنچه که شاه اسماعیل اوّل بنیان گذاشت

 

شاه اسماعیل در زمان جلوس بر تخت سلطنت با مشکل تلفیق دو عنصر نا همگون در یک نظام تشکیلاتی هماهنگ مواجه شد. در یک طرف پیروان قزلباش صوفیان طریقت صفوی قرار داشتند که او را به قدرت رسانده بودند این افراد اسماعیل را بسان معبودی می پرستیدند و او را ظل الله و نائب امام غائب می پنداشتند . اسماعیل همچنین در مقام رئیس طریقت صفوی مرشد آنها محسوب می شد و آنها هم مریدان وی بودند و اطاعت بی چون چرای از وی داشتند در طرف دیگر دیوانیان و علمای ایرانی قرار داشتند . به طور کلی عناصر ایرانی «مردمان قلم » در جامعه ی کلاسیک اسلامی بودند آنان در صف دیوانیان و نماینده ی میراث دیر پای دیوانسالاری ایرانی بودند که کارهای نظامی گری را بر عهده داشتند بهر حال کار تلفیق و ترکیب یک نظام تشکیلاتی سنتی اسلامی تاریخ میانه از نوع ایرانی با نوع سازمان تئوکراتیک کاری بس دشوار بود .

اسماعیل برای ترکیب و تلفیق این دو عنصر نخست منصب جدید وکیل نفس نفیس همایون را به وجود آورد صاحب این مقام به عنوان نایب شاه عمل می کرد و نماینده او هم در امور معنوی به عنوان مرشد کامل طریقت صفویه و هم در امور دینوی به عنوان پادشاه محسوب می شد ایجاد این مقام نشان دهنده ی کوششی است از سوی اسماعیل برای پر کردن شکاف بین جنبه های دین سالاری و دیوان سالاری حکومت طبیعی بود که نخستین مسول این منصب فردی از اهل اختصاص « قزلباشها » حسین بیک لله شاملو باشد. اسماعیل در مرحله ی دوم منصب صدر را به وجود آورد دومین اقدام اسماعیل در تلاش برای پر کردن شکاف بین ترکمن ها  و تاجیک ها تبدیل رئیس طبقات روحانی یعنی صدر به یک برگزیده سیاسی بود . از آنجا که این عمل به صدر نفوذی سیاسی می داد او به صورت رابطی در می آمد بین صفوف غالبا ایرانی علما و شاخه ی سیاسی نهاد اجرایی که در اوایل دوره صفویه زیر سلطه فرماندهان نظامی قزلباش بود مهمترین وظیفه ی صدر در دوره ی صفوی که ضمنا ایرانی هم بودند تنفیذ هماهنگی مذهبی در سر تا سر دولت صفوی و در درجه دوم محو بدعت از جامعه بود اسماعیل با استقرار صدارت می خواست از جدائی قدرتها ی عرفی و مذهبی که در واقع در زمان جانشینان وی رخ دادجلوگیری کند.

در راس کل این ساختار هم شاه قرار داشت و از جنبه ی نظری قدرت مطلق به شمار می آمد . او تجلی زنده الوهیت بود و سایه ی خدا بر روی زمین . از آنجا که فرمانروا منصوب مستقیم خدا تلقی می شد زیر دستانش ملزم به اطاعت از دستورات او خواه عادلانه یا غیر عادلانه بودند .

از مناصب عمده دیگر دولت در اوایل دوره ی صفوی امیر الامرا –قورچی باشی و وزیر بود.

امیر المرایی یا فرمانده کل سپاه نیز به قزلباش ها رسید . امیر المرا صرف نظر از وظایف نظامی یکی از امرای برزگ دیوان عالی بود و نقش باسیته در امور دولت داشت قورچی باشی نیز به صاحبمنصبان قزلباش رسید. وظیفه ی قورچی باشی که سر انجام به عنوان فرمانده کل قورچیان یا هنگ های عشایری قزلباش جانشین امیر الامرا شد در ابتدا نا معلوم است  سرانجام مقام صدارت و وزارت بود که ایرانیان صاحب مقامهای آن بودند.وزیر از صاحب منصبان عالیرتبه بود که در اوایل دوره صفوی به سبب ایجاد منصب وکیل نفس نفیس همایون و دخالتهای امیر الامرا در امور سیاسی و حتی فعالیتهای صدر به قدرت او شدیدا لطمه خورد بنابراین در دوره ی سلطنت شاه اسماعیل اول شاخه های مختلف حکومت – مذهب – سیاست و ارتش بخشهای کاملا مجزا نبودند.

با مرگ اسماعیل و پایان سلطنت او در سه منصب اصلی دولت تغییراتی به وقوع پیوست . نخست پس از سال 920 ه . اصطلاح وکیل نفس نفیس همایون منسوخ شد و وکالت هم تا حدودی ویژگیهای وزارت را به خود گرفت امّا شاه عباس اول دولت صفوی را با ارکان کاملا جدیدی بازسازی کر د یکی از پایه های قدرت پادشاهان صفوی اطاعت و سر سپردگی بی چون و چرای مریدان قزلباش آنان بود که این قدرت بعد از جنگ چالدران تا حدودی از میان رفت بنابراین شاه عباس تصمیم گرفت نیروی سومی به وجود آورد که شاه طهماسب در کشور به وجود آورده بود یعنی چرکس ها گرجیان و ارامنه که غلامان شاه خوانده می شدند شاه عباس بلا فاصله به فراهم آوردن هنگ های متعددی از غلامان پرداخت که هسته ی یک ارتش دائمی را تشکیل می دادند .وجود این ارتش جدید دائمی عباس را قادر کرد که به محض کوچکترین نشانه های تمرد از سوی قزلباشها با بی رحمی وارد عمل شود.

پس از ایجاد یک ارتش دائمی عباس با مشکل پرداخت مواجب افراد این ارتش روبه رو شد راه حلی که شاه برای این مشکل پیش گرفت تبدیل املاک ممالک به خاصه بود که این سیاست شاه عباس در کوتاه مدت مشکلاتش را حل کرد ولی در دراز مدت ایرادهای جدی بر آن وارد بود که یکی از این مشکلات این بود که در ولایات خاصه ناظر شاه تنها یک دلبستگی داشت و آن اینکه با تحول مبلغی هر چه بیشتر از مالیات ارزیابی شده شغل خود را حفظ کند از آنجایی که او هیچ منافعی در ولایت مورد نظر نداشت اهمیتی نمی داد که فشار مالیاتی موجب تنزل سطح زندگی آن ولایات شود.

همچنین شاه عباس برای گسستن پیوندهای قبیله ای گروههایی عظیم از ایالات قزلباش را از ناحیه ای به ناحیه دیگر کوچاند و تعداد بی شماری از مهاجران قفقازی را در مناطق استراتژیک اسکان داد. این انقلاب اجتماعی تغییرات عمده ای در نظام تشکیلاتی به وجود آورد و واحد های جدیدی شکل گرفت از جمله قوللرآغاسی و تفنگچی آغاسی . اولی فرماندهی واحد قوللر یا غلامان و دومی فرماندهی تفنگچی ها را داشت . به فرمانده قوای قزلباش هنوز لقب قورچی باشی اطلاق می شد که در این زمان نفوذ و قدرت قورچی باشی در امور نظامی و سیاسی الزاما کاهش یافت .سیاست تمرکز تشکیلات شاه عباس موجب اصلاح وضع وزیر رئیس دیوان عالی و رهبری عناصر ایرانی در تشکیلات صفوی شد . به افتخار این وضع جدید وزیر را« اعتماد الدوله » و یا صدر اعظم نامیدند . صدر در راس نهاد مذهبی بود . ششمین و آخرین مامور عالیرتبه تشکیلات باز سازی شده ایشیک آغاسی باشی دیوان بود که از بین امرای قزلباش انتخاب می شد و وظایف او بیشتر ماهیت تشریفاتی داد.

 

3- ساختار اجتماعی و اقتصادی صفویه

 

جامعه ی صفوی هرمی شکل بود . در راس هرم شاه قرار داشت . فرمانروایی عادل با هاله ای از نیکوکاری که رعایایش در پناه آن می زیستند . واژه دولت از ابتدای قرن هفدهم در مفهوم مشخص « کشور » به کار گرفته شد و انعکاسی از این برداشت از فرمانروا بود. به دنبال همین نگرش صاحب منصبان عمده ی دولت صفوی ارکان دولت خوانده می شدند و وزیر که در راس دیوانسالاری قرار داشت ملقب به اعتماد الدوله شد. در قاعده هرم مردم عادی قرار داشتند که شامل دهقانان مناطق روستایی – صنعتگران (کانداران و تجار کوچک شهرها بودند . بین شاه و مردم عادی اشراف لشکری و کشوری و توده ای از مقامات روحانی در سطوح مختلف و با وظایف متفاوت قرار داشتند برخی از مقامات روحانی اداره ای املاک بزرگی را بر عهده داشتند اینان با اشراف زمیندار غیر روحانی منافع مشترک داشتند سایر روحانیون نیز به عنوان حفاظی میان قدرت مطلقه ی فرمانروا و رعایایش بودند نهایت سعی خود را در حفاظت از عامه ی مردم در برابر مقامات کشوری و لشکری حکومت ظالم به عمل می آوردند میزان ظلم و ستمی که طبقات پایین و متوسط متحمل می شدند با قدرت شاه نسبت عکس داشت . حق سنتی رعایا در « تظلیم به شاه »وسیله ی مطمئنی برای حفاظت مردم در برابر ظلم دیوانیان بود.همچنین قطعا شاه عباس از وضع رعایایش بی خبر نبود زیرا با لباس مبدل به قهوه خانه ها-چایخانه ها و حتی روسپی خانه های اصفهان سر می زد و چنان با جمعیت انبوه میدان نقش جهان می آمیخت که برای پلیس های امنیتی امروزی موجب نگرانی خواهد شد او از این فرصت برای آزمایش صداقت مقامات و تجار نیز استفاده می کرد.

در داخل جامعه ی اسلامی تعداد قابل ملاحظه ای نهادهای محلی رمکراتیک وجود داشت که روی هم عامل وحدت دهنده ی آن جامعه را پدید می آوردند . نمونه هی چنین نهادهایی صنف های تجار و صنعتگران و تشکیلات اجتماعی – مذهبی نظیر گروههای فتوت بودند .

در این دوران در هر شهر بزرگ یا کوچک با هر اهمیتی – بازرگانان –کسبه – تعمیر کاران و کارگران هر کدام رئیس یا به سخن دیگر نماینده ای داشتند که از سوی جمعیتی که به تعلق دارد انتخاب و از سوی شاه منصوب می گردید و اگر جرم و خلافی را برای او ثابت نمی کردند از مقامش بر کنار نمی شد .

یکی دیگر از مقاماتی که بنابر تمایل جامعه انتخاب می شد کدخدا بود. کدخدا در شهرها به عنوان مامور اجرای عرف یا قوانین عمومی و به ویژه به عنوان حکم وزیر نظر کلانتر « شهردار » انجام وظیفه می کرد . مقام کدخدا در نواحی روستایی معمولا همان ریاست ده بوده است و تمایل مردم آنها را معین می کرد . کلانتر هر شهر را شاه منصوب می کرد و کلانتر فقط در برابر شاه پاسخگو بود وظیفه ی وی حمایت از مردم در برابر بیدادگری ها و ظلم حکام بود.

همچنین باید به این نکته نیز اشاره کرد که ما تا قبل از شاه عباس صنف تجار نداشتیم . در دوره ی شاه عباس حدود 22 کارگاه به وجود آمد که آنها نیز زیر نظر خود شاه عباس بودند .

جامعه ی صفوی را در فرهنگ امروز بایستی فضیلت سالار نامید این جامعه به طور قطع یک نظام حکومتی اشراف سالار نبود اگر چه عناصر قدرتمند اشراف سالار هم در آن بودند امکان نامیدن آن به عنوان یک الیگارشی باز هم کمتر است صاحب منصبان بر اساس ارزش و شایستگی شان و نه بر اساس نسبشان منصوب می شدند . نباید فراموشی کرد که سیاست شاهان صفوی در ایجاد یک نیروی سوم در کشور گرایش به فضیلت سالاری را در جامعه ی صفویه بسیار تقویت کرد همچنین اغلب در داخل صفوف قزلباشها نیز انتقال قدرت صورت می پذیرفت .

هیچ قبیله ی معینی برای مدتی قابل ملاحظه یک تیول را در اختیار نداشت و این موجب جلوگیری از رشد یک اشرافیت وابسته بود به زمین می شد نظام اداری صفویه به صورت عمودی به شاخه های خاصه و عامه یا ممالک تقسیم شده بود . جامعه ی صفوی تا هنگام ورود عناصر گرجی – ارمنی و چرکس به صورت افقی بر طبق ممیزات نژادی بین دو نژاد موسس یعنی ترکان قزلباش و ایرانیان تقسیم شده بود . یک ویژگی مهم جامعه صفوی اتحاد محکمی بود که بین علما و سایر گروههایی که جمع بازار را تشکیل می دادند به وجود آمد . این اتحاد با ازدواج متقابل بین علما و خانواده های بازرگانان استحکام فزاینده ای یافت . اینکه در زمان صفویه علما اداره ی مقدار بسیار افزایش یافته ای از موضوعات را به دست آوردند به اشتراک منافع آنان با طبقه ی بازرگانان کمک کرد . در عین حال برخی علما به صف طبقه ی زمینداران پیوستند . جدا از زمین هایی که در عوض مواجب به صاحبمنصبان تخصیص داده شد . « تیول » قسمت عمده ی اراضی را اراضی وقف می داد .

 ماهیت اقتصاد صفویه به دو صورت بود 1- اقتصاد داخلی 2- تجارت بین المللی .

 1- اقتصاد داخلی : پایه های دو گانه اقتصاد داخلی گله داری و کشاورزی بود. همانگونه که در رده های بالایی حکومت میان قزلباشها ی اهل شمشیر و تاجیک های اهل قلم دو گانگی وجود داشت در رده های پایین جامعه هم میان قبایل ترکمن و دهقانان ایرانی نیز دو گانگی وجود داشت . قبایل ترکمن گله چران بودند و ییلاق و قشلاق می کردند و از روسای خود فرمان می بردند از سوی دیگر دهقانان ایرانی کشاورز و ساکن روستاها بودند . در دوره شاه عباس اراضی بیشتری تحت نظارت مستقیم شاه در آمد لکن باعث شد اجاره زمین یعنی موافقت بین مالک و دهقان برای شرکت در محصول بر پایه ی عوامل پنجگانه تاثیری ننهد . اگر دهقان فقط کارش را عرضه می کرد از لحاظ نظری تنها 20 درصد از محصول به وی می رسید اما شرایط در بخش های مختلف کشور و بسته به نوع محصول فرق می کرد .

هنگامی که به بررسی اقتصاد پولی داخلی می پردازیم آشکارذ می شود که شاه بزرگترین سرمایه دار کشور بود و بیشترین نیروی کار را استخدام داشت که این سیاست وی از انباشت و گردش سرمایه از سوی دیگران جلوگیری می کردند که این کار یکی از اشتباهات شاه عباس بود.

بسیاری از گارگاههای سلطنتی نظیر مطبخ ها – ظرفشویخانه ها – اصطبل ها – آغل ها و ... و به طور کلی کارگاهها حدود 5000هنرمند و صنعتگر را در استخدام داشتند و در ترقی کلی اقتصاد سهم داشتند کارگران کارگاههای سلطنتی طبقه ای ممتاز از پیشه وران بودند علاوه بر مواجب که مبلغ آن در قرار داد استخدام معین می شد هر کارگر جیره ای به شکل یک چهارم پیمانه –نیم پیمانه با یک پیمانه دریافت می کرد کارگران در صورت تمایل می توانستند به جای جیره پول نقد دریافت کنند. اصناف « صنف های پیشه وران » موظف به انجام بیگاری و همچنین پرداخت مالیاتی بنام بنیچه بودند و تقسیم بنیچه بین اعضای صنف از وظایف کلانتر بود.

 شاه عباس اول در مورد کار کرد داخلی بازار نیز به اندازه تجارت داخلی علاقه نشان می داد به طوری که گفته اند که در بازار قزوین که سه برابر بازار در بورس لندن بود دکانهایی بود برای انواع تجارت اگر چه راهها در سراسر ایران کیفیت خوبی نداشت و ارتباط کند بود شبکه ی کاروانسرا هایی که در کشور و در طول راههایی تجاریی اصلی قرار داشت حداقل محل امنی برای اجناس و حیوانات باری تجار فراهم می آورد و همچنین امکانات عرضه ی کالا ها و انجام معاملات کوچک را در توقف های شبانه در اختیار شان می نهاد .

 کاروانسرا ها به ویژه برای استفاده ی مسافران تهیدست ساخته شده بودند مسافران می توانستند تا هر مدتی که مایل بودند بدون پرداخت پولی در آنجا بمانند . عباس اول به طور خستگی ناپذ یری کاروانسرا می ساخت که آن هم بخشی اساسی دیگری از سیاست وی برای پیشبرد رونق بازرگانی امپراتوری صفویه بود. یکی دیگر از منابع در آمد دولت عوارض راهداری بود که از کاروانها گرفته می شد جمع آوری عوارض راهداری بر عهده راهداری های بود که در نقاطی نظیر محل های عبور از رودخانه مستقر می شدند تا حتی بازرگانان حیله گر هم نتواند از برخورد با آنها اجتناب ورزند. در مقابل عوارض راهداری – راهدارها مسئول حفظ ایمنی مسافران و اموالشان بودند و در برابر حکام محلی پاسخگو بودند.

2- تجارت بین المللی : تقریبا دو قرن و نیم قبل از آغاز قرن شانزدهم و نیز قدرت برتر تجاری در کرانه خاوری مدیترانه بود . اما دو حادثه در قرن پانزدهم ضربه  مهلکی بر این برتری وارد آورد . نخستین آنها تصرف قسطنطنیه توسط ترکان بود و دومین حادثه کشف راه دریایی به جنوب شرق آسیا با درور زدن دماغه امید نیک توسط پرتغالی ها برقراری سلطه ی پرتغالی ها در خلیج فارس و اقیانوس هند الگوی سنتی تجارت در منطقه را تغییر داد . نقشه ی اصلی پرتغالی ها این بود که با سد کردن رههای خروجی سنتی تجارت میان ارپا و جنوب شرقی آسیا تمامی این تجارت را وادار به دور زدن دماغه امید نیک کنند . همه ی محصولات می بایستی با کشتی های پرتغالی حمل شود . دولت صفویه یکی از دولتهایی بود که به واسطه ی استیلای پرتغالی ها بر تجارت ساحلی ضربه خورد. پرتغالی ها با تصرف جزیره هرمز که کلید سلطه ی بازرگانی پرتغالی ها به منطقه بود توانستند قدرت خود را در منطقه گسترش دهند . همه ی کشتی های پرتغالی که به هرمز می آمدند از پرداخت عوارض گمرکی معاف بودند . تجارت دریایی با گجرات و تجارت بین هرمز و شهرهای داخلی ایران توسط کاروان که پایه های رونق هرمز بودند به واسطه ی اقدامات پرتغالی ها سخت ضربه خورد هنگامی که علاوه بر اینها پرتغالی ها مالیات های بیش از پیش سنگینی بر مردم هرمز بستند و این باعث شد ثروت هرمز رو به کاهش نهد.

سرانجام شاه عباس موفق شد پرتغالی ها را از بحرین بیرون راند اما دریافت که بدون کمک نیروی دریایی قادر به بیرون راندن آنها در هرمز نیست . شاه عباس با زیرکی خاص خود موفق به تحصیل کمک انگلیسی ها برای نبل به این هدف شد.

شاه عباس امتیازات تجاری مختلفی به ماموران کمپانی هند شرقی انگلیس واگذار می کرد و به آنها اختیار می داد تا تجارتخانه هایی در ایران تاسیس کنند .پس از آن شاه عباس در موقعیتی قرار گرفت که به کمپانی فشار آورد و از همکاری آن در یک حمله مشترک انگلیسی – ایرانی به بوشهر بهره گیرد . سقوط هرمز خبر از پایان حاکمیت پرتغال در خلیج فارس می داد . جانشینان آنها یعنی انگلیسی ها هلندی ها و فرانسوی ها به عنوان بازرگانانی ماجراجو و نه به عنوان استعمار گر آمدند موارد قرار دادهای تجاری از سوی ماموران این قدرتهای اروپایی به شاهان صفوی تحمیل نمی شد بلکه آزادانه موارد مذاکره قرار می گرفت که نتیجه ی آن شراکت دولت صفوی در سود حاصله از این تجارت بود . بعد از آن شاه عباس کوشید تجارت بین المللی صفویه را از مسیرهای سنتی منحرف کند و آن را به راه دریایی از خلیج فارس منتقل سازد و بدین سان وابستگی شاه به کمپانی افزایش یافت . اما در دراز مدت اهمیت این تجارت برای رونق کلی دولت صفویه کمتر از تجارت از طریق مسیرهای سنتی به اروپا بود بدون شک یکی از ملاحظاتی که به تعیین این سیاست از سوی وی انجامید تمایل او به اجتناب از وابستگی بی جهت به هر یک از کمپانی های هند شرقی اروپایی بود . اما در راه استفاده از مسیرهای سنتی تجارت اشکالات جدی وجود داشت و آن این بود که امپراتوری عثمانی در دو طرف مسیرهای تجاری سنتی قرار داشت : مسیری که از عراق و سوریه می گذشت و به بنادر مدیترانه منتهی می شد و مسیری که از آناتولی می گذشت و به استانبول می رسید بنابراین توسط شاه عباس مسیری اندیشید ه شد که سرزمین عثمانی را دور می زد : از گیلان از طریق دریای خزر به هشترخان و سپس در مسیر ولگا جلو می رفتند و از آنجا ازراه خشکی روانه اوکراین می شدند . مسیر دیگری وجود داشت که شمال اسکاندیناوی را از طریق دریا دور زده به بنادر دریای سفید می آمد و از آنجا از طریق روسیه مسیر را ادامه می داد اما این راه به واسطه ی خطر زیاد متروک ماند. امّا مسیر گیلان – هشتر خان – جنوب روسیه هنگامی که عثمانیان و صفویان در جنگ به سر می بردند اهمیت فوق العاده ای پیدا کرد. پارچه های زر بافت –تافته –چرم رباغی نشده  -چرم مراکشی – مخمل و بالاتر از همه ابریشم –از طریق گیلان به مسکو وی و از آنجا به لهستان و کل اروپا صادر می شد .

 یکی از امتیازاتی که شاه عباس اول به کارکنان کمپانی هند شرقی انگلیس داده بود آزادی ادای مراسم مذهبی بود. این امتیاز در بطن سیاست شاه عباس برای توسعه ی تجارت خارجی قرار داست . بدون آن چنان توسعه ای امکان پذیر نبود . در حالی که تجارت داخلی به طور عمده در دست بازرگانان ایرانی یهودی قرار داشت تجارت خارجی تقریبا در انحصار ارامنه بود. تخصص بازرگانی و مالی ارمنیان و رابط های اروپایی شان برای مقصود شاه عباس ضروری بود. در عین حال او می خواست بازرگانان اروپایی نظر مساعدی نسبت به تجارت ایران پیدا کنند بنابراین طریقت های مختلف کاتولیک را به تاسیس صومعه در ایران تشویق کرد بزرگترین منبع پول نقد برای خزانه سلطنتی تجارت ابریشم بود و تجارت ابریشم را بازرگانان ارمنی اداره می کردند بلکه با بازرگانان اروپایی از جمله کمپانی هاطی هند شرقی مختلف هم رقابت می کردند .

با به قدرت رسیدن شاه صفی کنترل شاه بر تجارت از میان رفت. در حالی که زمان شاه عباس اول تجارت ابریشم در انحصار شاه بو

د شاه صفی به واسطه ی دریافت مقادیر معتنا بهی رشوه از جامعه ی ارامنه به هرکس و ناکس پروانه ی خرید ابریشم داد. طی سلطنت شاه صفی هلندی ها به خرید مقادیر زیادی ابریشم ایرانی به طور عمده از بازار آزاد ادامه دادند مقامات حکومتی با وضع عوارض گمرکی سنگ بر ابریشمی که از بازار آزاد خریداری می شد سعی کردند عایدات از دست رفته ی دولت را که نتیجه این وضع بود جبران کنند . این عمل منجر به آن شد که مقامات هلندی به عاملین خود در ایران دستور توقف خرید از بازار آزاد را بدهند تجار هلندی به هیچ وجه وابستگی کامل به تجارت ابریشم نداشتند . بعد از آن کمپانی های هند شرقی اروپایی به رقابت با یکدیگر پرداختند بعد از انعقاد عهد نامه ی ذهاب بین عثمانیان و صفویان که سر آغاز دوره ای طولانی از صلح بود تجارت صادراتی ایران به مسیرهای  سنّتی بازگشت.

 

 

عوامل زوال صفویه

 

1- عدم توانایی در ایجاد سازش بین دو عنصر تاجیک و قزلباش و تضاد آنها با یکدیگر .2- تشکیلات ایلیاتی و شهری .3- فقدان برقراری تعادل بین جامعه چادر نشینی و حیات یکجانشینی 4- عدم هماهنگی و یکدستی میان جریانهای صوفیه و شیعه .5- فقدان دیوان سالاری پیچیده .6- رواج تعصب گرایی مذهبی و سرکوب و حذف اقلیتهای مذهبی .7- فقدان یک پادشاه توانمند و مسئول 8- نفوذ و تحریکات ملکه مادر و خواجه سرایان .9- تضاد بین نیروی سوم و عناصر قدیمی یعنی ایرانیان و ترکان قزلباش 10- نابودی صوفیان و عدم جایگزینی برای آنها 11- تبدیل ممالک به خاصه .12- کشتن امرا و بزرگان کشوری و لشکری .13- جنگهای ممتد فرسیاشی با دولتهای خارجی .14- رواج فساد و فحشا بعد از شاه عباس اول .15- از بین رفتن حس شهامت لشکریان بعد از مرگ عباس کبیر .

 

 

میراث هنری صفویان و سیاست آن دولت در قبال شکوفایی هنر

 

از بسیاری جهات صفویان وارثان سنتهای هنری درخشان دربار تیموریان هرات در خراسان بودند شاهرخ فرمانروای تیموری و پسرش بایسنقر در شمار حامیان هنر و کتاب دوستان بودند. شاه اسماعیل اول سپاه ازبکان را در جنگ مرو نابود کرد و خراسان را به امپراتوری صفویه منضم ساخت اگر چه پایتخت شاه اسماعیل در تبریز بود وی هرات را به صورت دومین شهر امپراتوری و اقامتگاه جانشین بلا فاصل خویش درآورد بدین سان او سنتهای هنری هرات را به ارث برد. یکی از اولین اقدامات شاه اسماعیل همراه بردن نقاش هنرمند بهزاد به تبریز بود . بهزاد در تبریز سرپرستی گروهی از هنرمندان را به عهده گرفت و مکتب تبریز را در نقاش پایه گذارد . شاه اسماعیل بهزاد را به مدیریت کتابخانه سلطنتی منصوب کرد در زمان صفویه کتابخانه ی سلطنتی چندان به آن مفهومی که ما از کتابخانه درک می کنیم نبود بلکه کارگاهی بود زیر نظر شاه که در آن صنعتگران مختلف به تهیه نسخ بسیار زیبایی می پرداختند که کیفیت برتر خوشنوسیی –تذهیب –تصویرنگاری و صحافی – عمده فنونی که روی هم « هنر کتابسازی » را تشکیل می دادند – شاخص آنها بود. در دوران طولانی شاه طهماسب فنون مختلفی که « هنر کتابسازی » را تشکیل می دادند به منتهی درجه ی کمال رسیدند . این تا حد زیادی به واسطه ی آن بود که طهماسب نه تنها یک حامی مشتاق هنر بود بلکه خود او نیز نقاش بود . با در نظر گرفتن میزان علاقه ی اسماعیل اول و طهماسب به « هنر کتابسازی » شگفت نیست که بی مانند ترین نوشته ی دوره صفوی اثری باشد که تحت سرپرستی شاه اسماعیل برای پسرش طهماسب نوشته می شد اما تا پس از مرگ اسماعیل کامل شد . این اثر شاهنامه ی شاه طهماسبی است . این شاهنامه حاوی بیش از دویست و پنجاه نقاشی مینیاتوراست این کتاب یک « نگار خانه ی قابل حمل » است زیرا اکثر نامداران هنرمند دربار آن دوره سهمی در خلق آن داشته اند .

شاه عباس فاقد دلبستگی شدید به هنر نقاشی بود شاه عباس به هنرهای مورد لزوم کشور « معماری و شهر سازی » و هنرهای اقتصادی اهمیت بیشتری می داد . با این همه شاه عباس حمایت گسترده ای از هنرمندان به عمل می آورد و ظاهرا رابطه ی انسانی گرمی که خاص او بوده با هنرمندان داشته است.

طی سلطنت عباس اول دو سبک مختلف نقاشی پدید آمد . از یک سو رضا عباسی دستاوردهای پیشینیان را در هنر تصویر نگاری نوشته ها به اوج رسانیدند و در این سبک نقاشی « سخن تام و تمام » را گفت . از سوی دیگر نابغه ی پرخاشگرو تند خو –صادق بیگ افشار واقع گرایی شگفت آوری در نقاشی هایش نشان راد که بیانگر حرکتی جدید در هنر صفوی بود. یک ویژگی اکثر نقاشی های تهیه شده در کارگاههای سلطنتی از زما ن عباس اول به بعد این است که آنها را برای تصویر نگاری نوشته ها نکشیده اند بلکه نقاشی ها وطراحی ها تک ورقی هستند  احتمالا به منظور جا گرفتن در آلبوم های متعلق به افراد خاندان سلطنت یا اشراف یا احتمالا برای فروش به اشخاص طبقات پایین تر کشیده شده اند تازگی دیگر این است که این طراحی ها و نقاشی ها تک ورقی لزوما ارتباطی با موضوعات ادبی سنتی ندارد . با نزدیک شدن پایان قرن هفدهم حالات نفسانی و شهواتی در آثار هنرمندان دیده می شود تغییرات سبک در عصر شاه عباس و ادامه ی آن از سوی جانشینان وی صرفا نشانه های انحطاطی نبود که بیانگر زوال سریع حساسیت ها و قابلیت های ایرانیان در زمینه ی هنری و فنی بود بلکه به نظر می رسد توجه به واقعیات و زندگی مردم به علاوه ی توجه به فضا و حرکت در واقع بیانگر چرخشی است انقلابی در برخورد ایرانیان با جهان خارج . ناگهان قالب قدیم شکسته شد و چیزی نو ظاهر شد که شاید خش و نازیبا باشد اما جهان را آنگونه که بود عرضه می کرد نه به صورت مفهومی کمال یافته از گذشته .

2- فرش: اگر چه قالیبافی در ایران ریشه ای قدیمی دارد این صفویان بودند که آن را از سطح یک صناعت روستایی به فعالیتی در سطح کشور ارتقا دادند و به صورت بخشی مهم از اقتصاد کشور در آوردند . نخستین کارگاه قالیبافی احتمالا در زمان سلطنت شاه عباس اول در اصفهان ساخته شد منشا صنعت فرش ایران قالی های عشایری است که به دست زنان قبایل نیمه چادر نشین و با استفاده از پشم گله های خودشان و رنگ های طبیعی بافته می شد قالی های عشایری معمولا به رنگ های روشن و شاد و دارای طرحهای ساده بودند . شاه طهماسب علاقه وافری به صنعت فرش داشت و آن را به مقام یک هنر ارتقا داد او دستور بافتن فرشهای ممتازی را داد و آنها را به مسجد سلیمانیه در استامبول هدیه کرد بخشی از شهرت مستمر فرش ایرانی به واسطه کیفیت برتر آن و بخشی به واسطه کمال آن در رنگ  و طرح است رنگها بیشتر آبی لاجوردی  و نیلی و قرمز لاکی و حنایی و زرد هستند . طرحها بیشتر گلدار یا هندسی هستند ترنج بزرگی در وسط بسیاری از طرحها یافت می شود و همه ی قالی های ایرانی حاشیه دارند که می تواند از تعدادی نوارها ی موازی تشکیل شده باشد . فرشهای ایرانی در اروپا خواستار فراوان داشت از قدیمی ترین نمونه های باقیمانده فرش معروف اردبیل است که یکی از بزرگترین گنجینه های  موزه ویکتوریا در لندن است که به پس از سلطنت شاه طهماسب تعلق دارد و فرش نقش شکارچی میلان است و امّا این شاه عباس است که با تاسیس کارگاههای قالیبافی – قالیبافی را به سطح صنعت ملی ارتقا داد. قالی های بافته شده از ابریشم و طلا در کاشان بافته می شد و در اصفهان نه تنها فرشهای گرانبهای سفارشی شاه بلکه فرشهای اشخاص دیگر نیز بافته می شد . بسیاری از این فرشهایی که در کارگاههای سلطنتی بافته می شد برای صدور بافته می شد

3- منسوجات :  دوره صفویه اوج نساجی می باشد . شاه عباس اول بود که صنعت نساجی را به میزان حیرات آوری ترقی داد. صنعت نساجی در اصفهان وسعتی عظیم یافت و این باعث شده بود که رئیس صنف نساجان یکی از قدرتمند ترین افراد کشور شود. مانند اوایل دوره صفویه هنرمندان برجسته ای طرح هایشان را به نساجان عرضه می کردند و به معنای این بود که به جای نقش پیکره های کوچک و تا حدی تصادفی که روی پارچه های قدیم تر بود . بیش از پیش پرده هایی یافت می شدند که در آنها اشکال انسانی یک قسمت کامل را به وجود اختصاص می دادند .

اگر چه بعضی از اهل فن معتقدند که کیفیت مخمل و دیگر منسوجات دوره عباس اول به پای تولیدات دوره ی قدیم تر صفویه نمی رسد امّا شکی نیست که تنوع طرحها و رنگهای منسوجات دوره عباس اول بسیار بیشتر است  هنگامی که به این طیف گیج کننده منسوجات انواع متعدد مصنوعات گلدوزی شده را نیز بیفزاییم با قاطعیت می توان گفت که بر منسوجات دوره صفویه از نظر طرح و تکنیک هرگز پیشی گرفته نشده است

4- سفال سازی:در زمان و عصر سلجوقیان و مغول کوزه گیری ایران به اوج خود رسید . کارهای کوزه گران صفوی از معیار بالایی برخوردار بود و خشت های سفالین آن بی نظیر بود . در زمان صفویه اصفهان و مشهد نیز به صورت مراکز عمده این صنعت درآمده بودند و رنسانسی در هنر سفالگری در راه بود کوزه گران صفوی به تقلید کورکورانه از الگو ها و سبک های دوران قبل نپرداختند بلکه انواع جدیدی از محصولات سفالین را تکامل  دادند شاید ممتاز ترین انواع سفالینه های جدید عبارت بود از دسته ای از ظروف که به ویژه رنگ زیبایی دارند و طرح بسیار ظریف و ساده آنها زمینه ای به رنگ سفید شیری قرار دارد اصیل ترین نقوش تزئینی اسلیمی از نوع ترنج های ستاره مانند با دقت و ظرافتی قابل توجه کشیده شده اند .

سیر تکاملی جالبی نیز در جهت تولید ظروف سبز رنگ لعابدار عمدتا به شکل بطری و تنگ با نقوش برجسته پیکرهایی غالبا در لباس اروپایی . دسته ی بزرگ دیگری از ظروف با شاخ و برگ فراوان به رنگ آبی روشن و صورتی و داخل زمینه ی سفید تزئین شده اند کوزه گران صفوی با بکار گیری رنگ های ملایم و سایه هایی کم رنگ نتایجی حیرت انگیز به دست آوردند . مهمترین واقعیت در مورد تاریخ سفال سازی در دوران صفویه مبادله وسیع فنون و طرحهایی بود که در آن دوره میان ایران و چین صورت گرفت. شاه عباس در مورد صنعت سفالگری روش عمل گرایانه ای در پیش گرفت او دلیلی نمی دید که اروپائیان تمام چینی خود را از چین بخرد به خاطر همین حدود سیصد کوزه گر چینی را همراه خانواده شان به ایران آورد و در ایران سکنی داد . ثمره ی این همکاری ایرانی – چینی سفالی بود سفید رنگ که قبل از لعاب دادن رنگ آبی خورده بود کیفیتی شبه چینی داشت . اگر چه آبی و سفید ایرانی مشهورترین نوع سفال های صفویه است انواع بسیار دیگری هم هستند که کیفیتی به همان اندازه عالی دارند . سفالگران صفویه در رشته ی عمده ی دیگری از هنر سفالگری یعنی کاشی سازی بر همه پیشی جستند .

5- فلز کاری : تاریخ فلز کاری ایران هنوز باید نوشته شود . اما هیچ دوره ای مانند دوره صفویه و نیم قرن حاکمیت تیموریان که طی آن قسمت اعظم هنر صفویه پایه گذاری شد چنین آشکارا مورد غفلت قرار نگرفته است . ا.س ملکیان شیروانی طی بررسی اش تا زمان حاضر سه نتیجه گیری عمده در مورد فلز کاری صفویه رسیده است نخست آنکه فلز کاری صفویه دنباله ی میراث عصر تیموری و به ویژه خراسانی است دوم آنکه در زمان شاه عباس اول دو مکتب مشخص فلزی در ایران وجود داشت یکی خراسانی و دیگری در آذربایجان سوم آنکه می توان هم تمایلات صوفیان و هم تمایلات شیعی را در کارهای دوره صفویه پیدا کرد.

نوآوری های صفویه در فلز کاری مشتمل بود بر نوعی شمعدان بلند هشت گوشه با پایه گرد نوع جدیدی مشربه که از چینیان اقتباس شده بود و تقریبا محو کامل نوشته های عربی و جانشین شدن اشعار فارسی . طرح های در هم اسلیمی و گلدار بیشتر از نقش اندام مورد پسند زمان بودند . در مورد نوشته های روی ظروف فلزی صفوی بالطبع موضوعات عرفانی از شعرای بزرگ کلاسیک چون حافظ و سعدی برای جام های شراب و دیگر ظروف اشربه طرف توجه بود .

 البته در عهد صفویه رشته ی عمده ای از فلز کاری تهیه سلاح و زره بود. متاسفانه هیچ مطالعه ی دقیقی درباره سلاح ها و زره های عهد صفوی انجام نگرفته است.

 

روابط ایران با پرتغال در دوره ی صفویه

 

یک دهه پس از مرگ اوزون حسن دریا نورد پرتغالی با تلمی دیاز دماغه ی امید نیک را دور زد و ده سال بعد هموطنش و اسکودوگاما به هند رسید . بدین سان راه دریایی از اروپای غربی به شرق که مدت ها آرزوی شاهزاده هنری دریانورد بود سه سال قبل از برقراری سلسله ی صفویه در ایران باز شده بود پرتغالی ها نه تنها حصار کشورهای اسلامی را که چندین قرن ایران را از تماس با غرب تقریبا محروم ساخته بود دور زدند بلکه بی هیچ برخورد از ونیزیان و دیگر قدرتهای تجاری اروپایی که از طریق بنادر مدیترانه با ایران تجارت می کردند فرا گذاشتند . پرتغالی ها یک ناوگان به فرماندهی آلبرکرک به جزیره هرمز در خلیج فارس فرستادند او به سرعت به اهمیت استراتژیکی و تجاری بسیار زیاد محل که مسلط بر مدخل ورودی خلیج فارس بود و از آنجا می شد ارتباطات پرتغالی ها را با عند محافظت کرد پی برد پرتغالی ها جزیره را تصرف  کردند و حاکم هرمز را تابع پادشاه پرتغال کردند و ازاو خراج سالیانه دریافت کردند. شاه اسماعیل که فاقد نیروی در یایی بود و لشکریانش به واسطه شکست در چالدران بسیار ضعیف شده بودند می بایست اشغال هرمز را به عنوان عملی انجام شده بپذیرد . آلبوکرک معاهده ای با اسماعیل منعقد کرد که تبعیت حاکم هرمز را از پرتغال تصدیق می کرد . همچنین بر  طبق این معاهده  پرتغالی ها تعهد کردند شاه را در باز پس گیری جزایر بحرین از سلسله جبرید کمک کنند با ایران علیه عثمانی متحد شوند و در سرکوب شورش یکی از قبایل بلوچ در مکران به ایران یاری رسانند.چند سال بعد پرتغالی ها جزایر بحرین را اشغال کردند اما به جای تحویل آن به ایران مدت هشت سال آن را در تملک خود نگاه داشتند پرتغالی ها به زودی با اشتغال باریکه ای ساحلی در سرزمین اصلی در شمال و شمال غرب هرمز و بنای استحکاماتی در آن بر تسلط خود بر جزیره افزودند شاه اسماعیل هیات پرتغالی دوم به سرپرستی با لتازارسپوآ را به گرمی پذیرفت و احتمالا تهدید نفوذ دریایی پرتغالی ها در آبروهای منتهی به خلیج فارس از سوی عثمانیان سبب شد که هنگام تهاجم دوم سلطان سلیمان به ایران پرتغالی ها توپ و نفرات برای شاه طهماسب تهیه کردند . در نیمه دوم قرن شانزدهم هیاتی از مبلغین فرقه آگوستینی از پرتغال در هرمز مستقر شدند . و نظر بر این بود که شاه عباس اول را به مسیحیت بگرایند در سال 1602م سه روحانی از فرقه آگوستینی به ایران رسیدند هر سه تاثیر خوبی بر شاه عباس نهادند و او به آنان اجازه داد صومعه ای در اصفهان دایر کنند و کلیسایی نیز در آنجا بسازند رئیس فرقه ی آگوستینی در اصفهان علاوه بر وظایف مذهبی عهده دار نمایندگی پادشاه اسپانیا هم بود و بدین ترتیب نخستین نماینده ی سیاسی دائمی غرب ایران به شمار می رفت . شاه عباس با اخراج افراد پادگان پرتغال از جزایر بحرین عزم خود را دایر بر اعمال حاکمیت کامل در کشورش نشان داد. اخراج پرتغالی ها از هرمز بیست سال بعد که عباس توانست انگلیسی ها را به دادن کمک دریایی لازم ترغیب کند جامعه عمل پوشید .

در سال 1024 کمپانی هند شرقی انگلیس به اولین تلاش برای رخنه در بازار ایران دست زد یکی از عاملین کمپانی بنام ریچارد استیل متوجه شده بود که ایران زمستانهای سردی دارد و حدس زد بازار خوبی برای ماهوت انگلیسی خواهد بود آنها به فرمان شاه عباس در جاسک اقدام به تجارت کردند. و آنها در شیراز و اصفهان هم تجارتخانه هایی دایر کردند. شاه عباس به آنها حق معامله آزاد در سراسر کشور را داد و همچنین آزادی مذهبی به آنان داد. عباس در عوض این امتیازات انتظار داشت انگلیسی ها در اخراج پرتغالی ها از هرمز یاری اش کنند

امامقلی خان از دو تن ازنا خدایان کمپانی هند شرقی انگلیس تقاضا کرد در اخراج پرتغالی ها از جزیره هرمز یاری اش کنند در صورت امتناع آنها از کمک امتیازات تجاری آنها در ایران و خلیج فارس لغو می شود . ناخدایان انگلیسی از موافقت با چنین کاری اکراه داشتند زیرا پرتغال و انگلیس رسما در صلح به سر می بردند اما سرانجام پذیرفتند . اولین اقدام مشترک انگلیسی ها و قوای امامقلی خان تصرف قلعه پرتغالی ها در انتهای شرقی جزیره قشم بود در مرحله بعدی پیاده شدن در خود جزیره هرمز بود که آنها موفق شدند قلعه پرتغالی ها را تصرف کنند سقوط جزیره هرمز نشانگر آغاز پایان گرفتن سلطه پرتغالی ها در خلیج فارس بود. هلندی ها به یاری انگلیسی ها در عقیم کردن تلاش پرتغالی ها برای تصرف دوباره ی هرمز برخاستند اما از آن پس به رقابت با موقعیت انگلیسی ها در ایران آغاز یدند . در گذشت شاه عباس اول به هلندی ها فرصت داد تا سهمی از تجارت ابریشم را از آن خود سازند . هلندی ها به جزیره قشم حمله کردند و عباس دوم را مجبور کردند جوازی برای خرید ابریشم در تمام نقاط ایران و صدور آن بدون پرداخت عوارض گمرکی به آنها بدهد و بدین سان انحصار شاه را در تجارت ابریشم که عباس اول برقرار کرده بود عملا شکستند .

رقابت بین انگلیسی ها و هلندی ها در خلیج فارس اقیانوس هند و آسیای جنوب شرقی تنها بخشی از مبارزه جهانی این دو قدرت برای دستیابی به برتری بازرگانی بود . در سال 1664 رقیب دیگری در هیات کمپانی هند شرقی فرانسه در صحنه ظاهر شد . فرانسه که تا این زمان تماس چندانی با ایران نداشت تصمیم گرفت از هلندی ها و انگلیسی ها پیروی کند . بعد از تشکیل کمپانی هند شرقی فرانسه بلافاصله سه نماینده ی کمپانی و دو فرستاده لوئی چهاردهم به دربار شاه عازم ایران شدند شاه ایران کمپانی را به مدت سه سال از پرداخت عوارض راهداری و گمرکی معاف کرد و امتیازات تجاری مشابه آنچه قبلا انگلیسی ها و هلندی ها دریافت کرده بودند به کمپانی واگذار شد. اولین عهد نامه رسمی بین فرانسه و ایران در سال 1708 م منعقد شد عهد نامه مذکور علاوه بر واگذاری امتیازات تجاری ویژه همه طریقت های مذهبی مسیحی را در ایران مورد حفاظت قرار می داد . نتیجه ی گریز

ناپذیر این است که روابط دیپلماتیک و بازرگانی ایران با فرانسه طی هفدهم بر اساس کاملا متفاوت با روابط ایران با هلندی و انگلیسی ها قرار داشت .

کمپانی هند شرقی انگلیس برای حفظ موقعیت خود در برابر رقابت شدید هلندی ها و فرانسوی ها به تدریج ناچار شد نقش سیاسی تری به عهده بگیرد . در اواخر دوره صفوی هلندی ها به تدریج موقعیت خود را در خلیج فارس به نفع انگلیسی ها از دست دارند و انگلیسی ها در قرن نوزدهم دزدی دریایی را سرکوب و سلطه بریتانیا را

برقرار کردند.

 

 

          پایان


 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:5  توسط عباس شهبازی  |